اسلایدر های حجره
نوشته شده توسط اختر بیجاد (رها)

داستان خانم ریحانه السادات مختاری

بازدید : 129

9.84
رای داده شده توسط 7 نفر

همواره در زندگی شخصی‌­ام با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم می­‌کرداَم. روزهایم، بیشتر در جنگ با افکارم می­‌گذشت و شب­‌هایم، اغلب با کابوس اینکه آیا می‌­توانم به­‌تنهایی از پس تمام مخارج زندگی­‌ام برآیم، سپری می‌­شد. در واقع همیشه دوست داشتم برای خودم استقلال مالی داشته باشم و به کمک هیچ­کس محتاج نباشم. دلم می­‌خواست برای دخترم آینده‌­ای روشن بسازم. آینده‌­ای که در آن نه کمبودی داشته باشد و نه حتی کمبود چیزی را احساس کند.

شروع کارم

سرانجام موقعیتی را که به دنبالش بودم، پیش آمد. یکی از دوستانم، سال­‌ها در کارِ فروشِ سبزیِ ­خورشی، سبزیِ ­خشک، عرقیّات، ترشیجات، قاووت، سَمَنو و... بود. او تصمیم گرفته بود که پس از سال­‌ها تلاش و زحمتِ مداوم، خودش را بازنشسته کند و تمام تجربیات و هر هنری را که بلد است، در اختیار ما بگذارد.

الهۀ موفقیتم

من تمام موفقیت­‌های زندگی‌­ام را مدیون و مرهون زحمات این دوستم هستم. او با صبر و حوصلۀ مثال­‌زدنی‌­اَش هنرهایش را به من یاد داد. مثلاً تعیینِ مدت زمانِ لازم برای پخت سمنوی باکیفیت و یا استفاده از نوعِ خاصی از ادویه­ که ترشیجات را خوش­‌طعم‌­تر و خوشمزه‌­تر می‌­کرد و... . از جمله مهم­ترین این موارد بود. شیوۀ منحصربه‌­فرد تعامل وی در انتقال تجربیات و روشِ آموزش او، آنچنان گیرا و تاثیرگذار بود که بعدها تمام ایده‌­های کاری‌­ام را از ایشان الهام می­‌گرفتم.

خشک­‌کردن سبزی

سبزی­‌خشک­‌هایی که دوستم می­‌فروخت، طرفداران خاصِ به خودش را داشت. گهگاه این مشتریان از خارج کشور نیز بودند. با بازنشسته شدنش، این مشتریان سبزی­‌خشک­‌های مورد نیاز خود  را از من و خواهر ایشان می­‌خریدند. سبزی‌­ها را با روشی که دوستم به من یاد داده بود، خشک می­‌کردم. مثلاً سبزی­‌هایی را که از حساسیت بیشتری برخوردار بودند، توی یکی از اتاق­‌ها و آن­هایی که حساسیت کمتری نسبت به نور خورشید داشتند، توی حیاط خشک می­‌کردم. فروش سبزیِ جعفری و تَرخون نسبت به بقیۀ سبزی­‌ها بیشتر بود.

بسته‌­بندی سبزی خورشی

هر چقدر سفارش برای سبزیِ ­خورشی داشته باشم، به همان میزان از بازار سبزی می‌­خرم. پس از پاک‌­کردن و شستنِ سبزی­‌ها که با سلیقۀ خاصی انجام می­‌شود، آن­ها را توی سبزی­‌خُردکن می‌­ریزم و خُرد می­‌کنم. آنگاه سبزی­‌ها را در اندازه و وزن­‎‌های مختلف بسته­‌بندی می­‌کنم و در نهایت، آن­ها را برای منجمدکردن، داخل فریزر قرار می‌­دهم و بعد از آن مشتری­‌هایم می‌­آیند و می­‌برند.

عرقیّات و ترشیجات

 عرقیّات و ترشیجات را، با توجه به فصل و نیازِ مشتری درست می‌­کنم. در بین عرقیّاتم نعنا و کِسرک و در بین ترشیجاتم، ترشی مخلوط و بادمجان فروش خوبی دارند. قاووت‌­هایم علاوه بر چل گیاه، شاملِ خَشخاشی، خَشخاشی کُنجدی، نارگیلی، نخود نارگیلی و... هستند. امیدوارم با فرصتی که با بازار نخل برایم ایجاد کرده، به­‌فروش خوبی برسم و تعداد مشتریانم روزبه­‌روز بیشتر شوند.

آشنایی با بازار نخل

خوشحالم که تمام محصولاتم اُرگانیک تهیه و تولید می­‌شوند. هرچند گاهی اوقات از کارکردن خسته می­‌شوم، چون تمام کارها را به­‌تنهایی باید انجام دهم؛ اما از وقتی که با بازار نخل آشنا شده‌­ام حس خوبی نسبت به آن دارم و به آیندۀ آن امیدوار هستم.   

لطفا از حجره ریحانه سادات مختاری دیدن فرمائید... 


درباره نویسنده

اختربیجاد(رها) هستم که حدود ده سال به‎‌صورت حرفه‌ای نوشتن را ادامه می‌دهم. آثار من شامل: رویای عشق، تبسم شیرین عشق، نخل، فخرِزمان و...