اسلایدر های حجره
نوشته شده توسط اختر بیجاد (رها)

داستان خانم راحله مجیدی

بازدید : 33

10.0
رای داده شده توسط 5 نفر

دوران راهنمایی‌­ام یک ساعت فوقِ­­‌برنامه داشتیم که کارهای گل­دوزی و بافتنی انجام می­‌دادیم. توی همین کلاس­‌ها بود که به قلاب‌­بافی علاقه­‌مند شدم. هر سال زمستان، یک کار جدید می‌­بافتم.

با اینکه عضو نظام‌­مهندسیِ معدن بودم و به کارم علاقه داشتم، اما چون این کار بیشتر مردانه بود، به این فکر افتادم که حرفه‌­ای را دنبال کنم تا با آن بیشتر به آرامش روحی و روانی برسم. از کارهایی که مجبورم می­‌کند، صبح زود از خانه بیرون بزنم و بعدازظهر برگردم، زیاد خوشم نمی­‌آ‌ید.

تحول کاری‌ام

یک روز در خانۀ عموی شوهرم، نگاهم به فرشینۀ زیبایی افتاد که زن عمویش، با نخ­‌های تریکو دوخته بود. این کار عجیب به دلم نشست. انگار طرح با روح و روانم بازی می­‌کرد و حرف می­‌زد. مقداری نخ تریکو از مغازۀ زن عمو خریدم و به خانه آمدم. تصمیم گرفتم برای فراگیری دور‌ه‌­های مبتدی سبدهای تریکو، به‌­صورت(آنلاین) ثبت­‌نام کنم. چون دوره­‌های قلاب­‌بافی را گذرانده بودم، در یادگیری هیچ مشکلی نداشتم.

بافت سبدهای تریکو

بافت سبدها را از پایه و به­‌صورت فیلم، در چهار پنج مدل مختلف شروع کردم. به پیشنهاد یکی از دوستانم، برایش سِت میز آرایشی بافتم. بعد از تمام شدن کار و تحویل دادن به او، نگاهی تحسین­‌آمیز به من کرد و گفت:

«چقدر قشنگ شده عزیزم. حیف نیست این کارت رو عمومی نمی­‌کنی؟ بیا مدل­‌هایی رو که بلدی، بذار توی کانال تلگرام و اینستا، این طوری افراد بیشتری می‌­تونن سبدهات رو ببینن و بخرن. خودمم کمکت می­‌کنم.»

به او لبخند نمکینی زدم و گفتم:

«نه، فکر می­‌کنم زوده. آخه من هنوز اول راهم و حرفه­‌ای نشدم عزیزم.»

 فعالیت در فضای مجازی

اعتقاد و احساسم این بود که یک فرد، باید آنقدر در کارش پیشرفت کند و خبره شود، تا بعد از آن بتواند انجامش دهد.

از من انکار و تردید و از دوستم اصرار و سماجت! بالآخره پذیرفتم و به کمک او کانال تلگرام و اینستا دایر کردم. ابتدا به­‌صورت هفتگی و سپس روزانه، عکس­‌های کارم را در کانال می­‌گذاشتم.

آشنایی با بازار نخل

رفته رفته تعداد اعضای کانال و سفارشاتم زیادتر ­شد. خدا را شکر، اکنون با برنامه­‌ریزی دقیق و منظم، به تمام کارهای خانه­‌اَم می­‌رسم و در اوقات فراغت نیز، به جای آنکه بیهوده وقتم را هدر دهم، سفارشاتم را آماده می­‌کنم. از تَهِ دل خوشحالم که با بازار نخل آشنا شده­‌ام. مطمئن هستم که در آینده‌­ای نه چندان دور، از طریق این بازار، به کارم رواج بیشتری خواهم داد و به آرزوهایم خواهم رسید.

 


درباره نویسنده

اختربیجاد(رها) هستم که حدود ده سال به‎‌صورت حرفه‌ای نوشتن را ادامه می‌دهم. آثار من شامل: رویای عشق، تبسم شیرین عشق، نخل، فخرِزمان و...