دسته‌بندی نشدهمهارت کسب و کار

ثروتمند شدن با “چه می شود اگر”ها شروع می شود!

ثروتمند شدن یک‌شبه امکان‌پذیر نیست! چراغ غول جادویی وجود ندارد. تنها تلاش و پشتکار فرد را می‌طلبد. برای یک کارآفرین‌ شدن باید از خودمان شروع کنیم. همه چیز از «چه می‌شود اگر..» های زندگی شروع می‌شود.

چه می‌شود اگر ثروتمند شوم؟

چه می‌شود اگر این ایده را من اجرایی کنم؟

چه می‌شود اگر من این مسئله را حل کنم؟

چه می‌شود اگر کسب و کار من جهانی شود؟

کافی است به این فکرها بها دهید! «چه می‌شود اگر»ها در زندگی ما زیاد وجود دارند؛ اما سریع با یک فوت، شعله کم آن را خاموش می‌کنیم. شعله های کوچکی که اگر بها دهیم؛ می‌تواند یک تحول عظیم را رقم بزند. من با زندگی آدم‌هایی آشنا شدم که این فکرها را پرورش داده‌اند. آن‌ها بارها زمین خوردند و بلند شدند. این آدم‌ها هیچ‌کدام با پول پدرشان یا یک ارث کلان ثروتمند نشدند. می‌خواهم شما را با آدم‌هایی آشنا کنم که زره‌ فولادی پوشیدند و به جنگ سرنوشت رفتند. آن‌ها منتظر ثروتمند شدن نبودند، بلکه فکرهای خود را عملی کردند. اگر شما هم می‌خواهید دست روی زانو خود بزنید و بلند شوید؛ با من همراه شوید تا چند کارآفرین ایرانی را به شما بشناسانم.

احد عظیم‌زاده

اولین کارآفرینی که می‌خواهم دربارش صحبت کنم، آقای عظیم‌زاده است. او پدر فرش ایران است! اگر در راسته فرش‌فروشی کار می‌کنی، امکان ندارد او را نشناسی. او بزرگ‌ترین تاجر فرش در ایران است. در سال ۱۳۶۶ در اسفنجان آذربایجان شرقی کودکی چشم به جهان گشود. نامش را احد گذاشتند. در سن ۷ سالگی پدر خود را از دست داد و تا ۱۳ سالگی به قالی‌بافی مشغول بود. او هم درس می‌خواند هم در میان دارهای قالی ثروتمند شدن را در ذهن خود می‌پروراند.

این نوجوان خستگی‌ناپذیر قالی‌های خود را به شهرهای دیگر می‌برد. سود حاصل از فروش‌ قالی‌های او حدود یک یا دو تومان می‌شد. این کار را تا ۱۸ سالگی ادامه داد. در همین راستا توانست مبلغ پس‌انداز خود را به ۲۰ هزار تومان برساند. او در خاطراتش می‌گوید که بین ثروتمند شدن و خلبانی یکی را انتخاب کرد. او بعد از سال‌ها تلاش دریافته بود که برای ثروتمند شدن تنها کار و تلاش کافی نیست.

احد عظیم زاده

آقای عظیم‌زاده از آن‌هایی بود که تجارتی فراتر از مرزهای ایران می‌خواست. حتی بلد نبودن زبان انگلیسی نتوانست سقف آرزوهای او را کوتاه کند. او با دو برادر تاجر آلمانی آشنایی قدیمی داشت. از این دو برادر درخواست دعوت‌نامه می‌کند، آخر آلمان در آن زمان مهد تجارت فرش بود. او به هامبورگ سفر کرد. به سالن‌ها و انبارهای فرش می‌رفت و به طور هوشمندانه‌ای بازار هدف را بررسی کرد.

یک توصیه و پیشرفت احد عظیم زاده

در آلمان متوجه شد برای سود بیشتر باید به ژنو سفر کند. چراکه به‌واسطه حضور تجار ثروتمند عرب در سوئیس سود بیشتری نصیبش خواهد شد. «فرش گرد بباف!» این توصیه یک تاجر ایرانی مقیم آلمان بود که در ژنو با آن آشنا شد. آقای عظیم‌زاده با او در هتل آشنا شد. این آخر سفر ماجراجویی او نبود و به اسفنجان برگشت. با وام ۶۰ میلیونی خود یک کارگاه اجاره کرد و دارهای قالی را در کارگاه خود برپا کرد. با خرید اقساطی چند دستگاه و ابریشم استارت کار خود را شروع کرد.

فرش‌های گرد عظیم‌زاده راهی آلمان شدند و دو تاجر ایرانی مقیم آلمان این فرش‌ها را خریدند. احد عظیم زاده می‌گوید:«شب اولی که این معامله پرسود را انجام دادم، تا صبح از شدت خوشحالی خوابم نمی‌برد.» این معامله تبدیل به نقطه عطفی برای صادرات فرش‌های عظیم‌زاده به کشورهای آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها منجر شد. احد عظیم‌زاده اصول کار خود را این‌گونه می‌شمارد:

  • شریک ندارم و هیچ‌گاه نداشته‌ام و نخواهم داشت. اگر شریک خوب بود، خدا برای خودش شریک می‌گذاشت.
  • اصل دیگر احترام به مشتری است، هر که می‌خواهد باشد! پیش مشتری مثل سربازی که جلوی تیمسار خبردار می‌ایستد، با احترام می‌ایستم.
  • اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار و ریسک‌پذیری خودم است، بسیار ریسک می‌کنم.

سایر فعالیت‌های احد عظیم‌زاده

امروزه احد عظیم‌زاده دیگر تنها در کار تولید و صادرات فرش نیست، بلکه در صنعت گردشگری نیز فعالیت می‌کند. پروژه‌ای به نام هتل قو الماس خاورمیانه در مازندران انجام داده است که از بهترین مصالح ساختمانی تهیه شده است. احد عظیم‌زاده همچنین خیر بزرگی است که سرپرستی کودکان یتیم را برعهده می‌گیرد. هرسال ۱۰۰ نفر به افراد تحت پوشش خود اضافه می‌کند.

چند کلمه از آقای عظیم‌زاده

او در مصاحبه‌ای به جوانان در راستای ثروتمند شدن می‌گوید:

“من از زیر صفر شروع کردم. توصیه من به جوانان این است که منطقی فکر کنند. این‌گونه نبوده که شب بخوابم، صبح پول‌دار شوم. خاک‌خوردم و رنج کشیدم و آثار این رنج هنوز در من هست. امیدشان به خدا و فکر و بازوی خودشان باشد. درستکار باشند و تلاش و تلاش و تلاش کنند. این فرمول من است…”

مانی خوشبین

مانی خوشبین یکی از ثروتمندانی است که از صفر شروع کرد. او یک سرمایه‌دار در املاک و مستغلات است. کافی است یک کاربر فعال اینستاگرام و علاقه‌مند به ماشین‌های لوکس باشید تا او را بشناسید. او با اشتراک گذاشتن عکس‌هایی از ماشین‌های لوکس خود در فضای مجازی به شهرت رسید. او یک میلیارد ایرانی‌الاصل آمریکایی است، اشتباه نکنید! او از ابتدا میلیاردر نبود تنها تفکر ثروتمند شدن را داشت. در سن ۱۴ سالگی همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرد. آن‌ها سرمایه کافی برای ادامه زندگی خود نداشتند. ابتدا در متل و بعد در ماشین شب‌ها رؤیای ثروتمند شدن را می‌دید. او در خاطرات کودکی خود سختی‌های زیادی می‌شمارد. او یک خاورمیانه‌ای بود به همین خاطر گاهی مورد حمله نژادپرستان قرار می‌گرفت. همچنین مانی خوشبین زبان انگلیسی ضعیفی داشت. همه این علل راه‌های ارتباطی را برای او محدود می‌کرد.

شروع کار مانی خوشبین

هیچ‌کدام از این مشکلات باعث نشد پرهای پرواز او چیده شود. در ابتدا در پشت خانه خودشان به فروش کالاهای دست‌دوم پرداخت که برای او تجارب زیادی به همراه داشت. او در ۱۶ سالگی با حقوق حدود ۳ دلار در ساعت به جمع‌کردن کارت‌های فروشگاه در پارکینگ مشغول شد. سپس به شغل بازاریابی روی آورد. جالب است بدانید در دو ماه اول کار خود پرفروش‌ترین فروشنده شرکت شد و به مدت یک سال ۴ بار کارمند نمونه شد. او در همان سال اول فعالیت به‌عنوان دستیار معاون فروش فروشگاه کی مارکت انتخاب شد. بعدها او به‌عنوان معاون فروش کالاهای ورزشی انتخاب شد.

شروع کار مانی خوشبین

مانی خوشبین تصمیم داشت ثروتمند شود، کار کارمندی او را راضی نمی‌کرد! در زندگینامه او ذکر شده که او کار خود را در این فروشگاه کنار گذاشت. مانی به یک شرکت بازاریابی چند سطحی که کار او فروش خانه‌به‌خانه بسته‌های آجیل و شکلات بود پیوست. در آن جا مشغول به فعالیت شد. او در دو ماه اول به‌عنوان پردرآمدترین بازاریاب شرکت شناخته شد. همین امر باعث شد تا او بتواند از این راه به درآمد بسیار خوبی دست پیدا کند. او با یک حساب سرانگشتی متوجه سود این کار شد.

اولین کسب و کار مانی خوشبین

مانی خوشبین اولین قدم‌های خود به سمت ثروتمند شدن برداشت. او تصمیم گرفت شغل شخصی خود را ایجاد کند. پس در سن ۱۸ سالگی دفتر کوچکی را اجاره کرد تا میوه‌های خشک و آجیل بفروشد. با استفاده از کامپیوتر پدرش قیمت‌ها را بر روی بسته‌ها چسباند. او این محصولات خود را اغلب به مؤسسه‌ها، خرده‌فروشی‌ها و همچنین نمایشگاه‌های ماشین می‌فروخت، متأسفانه عمر این کسب و کار مانی خوشبین زیاد نبود. چون باید طبق دستورات وزارت بهداشت فروشگاهش را به تجهیزات بهداشتی مجهز می‌کرد. اما به دلیل مشکلات مالی این کار را نتوانست انجام دهد؛ پس به سراغ شغل دیگری رفت.

مانی خوشبین ناامید شد، چراکه اولین کاری که شروع کرده بود با شکست مواجه شد. مدیر یکی از مؤسسه‌ها و شعبه‌هایی که از مانی خوشبین آجیل می‌خرید؛ از او خوشش آمد. او مانی خوشبین را به‌عنوان معاون یکی از بخش‌های مؤسسه خود استخدام کرد. به مدت یک سال مشغول به کار شد و درآمد خود را برای رسیدن به اهداف خود پس‌انداز کرد. او از وضع موجود خود راضی نبود و به دنبال کسب بهترین درآمد و زندگی بهتر بود.

اولین کسب و کار مانی خوشبین

ورشکست شد!

در سن بیست‌سالگی به پیشنهاد یکی از دوستان پدرش سرمایه خود را برای خرید یک پمپ‌بنزین سیار هزینه کرد. به او گفتند که هرکدام از این پمپ‌بنزین‌های سیار را ۱۰ درصد زیر قیمت می‌تواند تهیه کند. او می‌توانست از این طریق درآمدی را به دست بیاورد پس او تمام سرمایه خود را در این راه گذاشت. اما پس از مدتی تمامی پس‌انداز خود را از دست داد زیرا شرکت وام‌دهنده کلاهبردار از آب درآمد و او با وضعیت بسیار بدی روبرو شد. مانی خوشبین ورشکست شد! اما من فکر می‌کنم تفاوت مانی خوشبین با تمام آدم‌ها همین‌جا است. او برای ثروتمند شدن رؤیاهای بزرگی داشت. او ناامید نشد و دوباره از اول شروع کرد، سال ۱۹۹۲ مانی خوشبین یک فرد بیکار و بدون پس‌انداز بود!

شکست برای مانی خوشبین بی‌معنی بود. در همین سال جواز املاک و مستغلات خود را گرفت. در شرکت مرهونات به‌عنوان کارمند صدور وام مشغول به فعالیت شد و بعد از شش ماه فعالیت و کار در این شرکت توانست شرکت مرهوناتی خود را تأسیس کند. از این طریق توانست در املاک مصادره شده و توقیف شده سرمایه‌گذاری کند.

مانی خوشبین و نقطه عطف زندگی او

مانی خوشبین اوج گرفت

او در اینجا متوقف نشد! در زمانی که هم‌سن‌وسال‌های او مشغول تفریح بودند او به پس‌انداز درآمدهای خود فکر می‌کرد. او خواسته‌ها و اهداف بزرگی داشت. بعد از گذشت چند سال به پس‌انداز صدهزار دلار دست پیدا کرد و برای رسیدن به اهداف خود تلاش کرد. بعد از موفقیت در سرمایه‌گذاری بر روی خانه کوچک، به این فکر افتاد که بتواند بر روی آپارتمان‌ها بپردازد. او مشغول به این کار شد و توانست روزبه‌روز به ثروت خود را به صورت تصاعدی بیفزاید. او در این کار بسیار موفق بود و توانست در شش ایالت آمریکا، شرکت‌های املاک و مستغلات ایجاد کند. اگر می‌خواهید با طرز فکر مانی خوشبین بیشتر آشنا شوید، کتاب او را بخوانید. کتابی با عنوان How to Build Your $100 Million Real Estate Portfolio from the Ground Up توسط مانی خوشبین به انتشار رسیده است.

علیرضا بیرانوند

همیشه که نباید داستان موفقیت صاحبان کسب و کار را بگوییم! این بار نوبت داستان موفقیت دروازه‌بان معروف آقای علیرضا بیرانوند است. کمتر کسی است که این یوزپلنگ ایرانی را نشناسد. علیرضا بیرانوند زمانی که پنالتی رونالدو در بازی ایران – پرتقال را گرفت، به اوج محبوبیت خود رسید. او به‌عنوان یکی از بهترین دروازه‌بان‌های تاریخ ایران در جام ملت‌ها لقب گرفت، چراکه او تنها با دو گل خورده یکی از بهترین دروازه‌بان‌ها در تاریخ فوتبال ایران شد. علیرضا بیرانوند در سال ۱۳۷۱ در یکی از روستاهای لرستان چشم به جهان گشود؛ پدر علیرضا چوپان بود. او به شهر می‌رفت و شیر و پنیر می‌فروخت. او و خانواده‌اش در فقر شدید زندگی می‌کردند. بیرانوند وضع مالی بسیار بدی داشت به همین خاطر پدر او اجازه ازدواج نمی‌داد. بیرانوند از فروش نان بربری در شهر خودشان شروع کرد.

رؤیاهای علیرضا بیرانوند بزرگ‌تر از آن چیزی بود که تصور می‌کنید؛ روزی بدون اطلاع خانواده به تهران آمد. او سوار اتوبوس شد و با حسین فیض (سرمربی تیم وحدت) آشنا شد. حسین از او ۲۰۰ هزار تومان برای تست تیم وحدت پول خواست. بیرانوند گفت که پول ندارم و او رایگان تست گرفت که در آن تست درخشید و دروازه‌بان آن تیم شد.

زندگی علیرضا بیرانوند

برگ جدید زندگی بیرانوند

بیرانوند در یک مصاحبه درباره زندگی خود صحبت‌هایی می‌کند. بیرانوند می‌گوید: «آن تیم خوابگاه نداشت و او یک ماه تمام در میدان آزادی می‌خوابید. پس از یک ماه، او به یک پیتزافروشی رفت و در آن جا به او جای خواب دادند.» علیرضا می‌بایست از ساعت ۵ تا ۱۰ صبح برایشان ظرف می‌شست. او همچنین گفت: «یک شب در ساعت ۱ و نیم بامداد مربی ما به رستوران آمد. من نخواستم او مرا ببیند‌. اما او به طور تصادفی من را دید. مربی برایم گریه کرد و گفت: «چرا در مورد کار به من چیزی نگفتی؟»»

پس از آن، به یک کارواش رفت. یک روز علی دایی به کارواش آمد و او نخواست ماشینش را بشوید! بعد به شهرداری رفت و در حوالی مترو رفتگری کرد. در تمام این مدت مادر و پدر علیرضا از او خبری نداشتند. علیرضا در این باره می‌گوید: «من افتخار می‌کنم که این کارها را انجام دادم و خدا را شکر خداوند مزد زحمات و زجرهایی که کشیدم را به من داد.» پس از همۀ این ماجراها سرانجام باشگاه نفت، نمازخانه‌ای در اختیارش قرار داد تا در آنجا بخوابد. سپس در رخت‌کن می‌خوابید و بعد از آن یک سوییت در اختیارش گذاشتند که ۸ نفر بودند.

اولین قرارداد علیرضا بیرانوند

اولین قرارداد

اولین قراردادش با نوجوانان نفت بود که ۹۰۰ هزار تومان به او پول دادند که این پول را به خانواده‌اش داد. زمانی که از تیم نوجوانان به امید رفت، قراردادش ۲٫۵ میلیون تومان شد. او همین‌طور روزبه‌روز پیشرفت کرد تا به دروازه‌بان تیم ملی امروز رسید. علیرضا بیرانوند در پست دروازه‌بان به صورت قرضی از تیم رویال آنتورپ، برای بوآویشتا و تیم ملی فوتبال ایران بازی می‌کند. بیرانوند به مدت چهارفصل از ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸ بهترین دروازه‌بان لیگ برتر ایران شد. او در فصل ۱۳۹۷- ۱۳۹۸ مرد سال فوتبال ایران شد. امید داریم موفقیت‌های روزافزون این اسطوره ایرانی را همچنان ببینیم.

محمد صدر هاشمی‌نژاد

محمد صدر هاشمی‌نژاد بانکدار و صاحب ۶۰ شرکت است. او از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیئت‌مدیره همان بانک است. او از دیگر افرادی است که رؤیای ثروتمند شدن داشت. وی مدیرعامل شرکت استراتوس نیز است. محمد صدر در روستای هنزا کرمان چشم به جهان گشود. تا دیپلم در کرمان درس خواند و سپس در رشته مهندسی دانشکده فنی تبریز مشغول تحصیل شد. او از کار در اتاق پلی‌کپی دانشکده شروع کرد. به‌ازای کار ماهی ۹۰ تومان حقوق می‌گرفت. جمعاً با پولی که از طرف خانواده به ایشان می‌رسید ۱۵۰ تا ۱۴۰ تومان در ماه که خرج تحصیل وی می شد.

او می‌گوید «زمانی که از دانشکده بیرون آمدم، همان کت‌وشلواری را بر تن داشتم که روز اول دانشگاه پوشیده بودم! کفش‌هایم پاره و کهنه بودند. تنها دارایی‌ام در تمام زندگی ۳ چیز بود: پشتکار، پشتکار و پشتکار.» چون مهندسی خوانده بود در چند شرکت کارآموزی کرد. سرانجام در یک شرکت با قرار ماهی ۳ هزار تومان استخدام شد. او هیچ دارایی جز یک ژیان که مال شرکت بود، نداشت.

آغاز پله های ترقی محمد صدر هاشمی

یکی از دوستان او در زنجان پروژه پل‌سازی را به‌عنوان پیمانکار دست‌دوم برداشته بود و از محمد صدر هاشمی کمک گرفت. سرانجام راهی زنجان شد و پروژه پل‌سازی را با دوستش شریک شد. این آغاز کار پیمانکاری آقای هاشمی بود! او اکنون حدود ۶۰ شرکت دارد و یکی از شرکت‌های او اولین صادرکننده خدمات فنی و مهندسی کشور است. این شرکت بین‌المللی پروژه‌های عظیمی را در این کشور احداث کرده است.

آغاز ترقی محمد صدر هاشمی

او معتقد است برای کارآفرین شدن باید کارهایی انجام دهی که قشر مردم در آن مشارکت داشته باشند. می‌گوید: «نقش من این است که سرمایه زیاد و مشارکت عمومی متمرکز ایجاد کنم تا اتفاق بزرگی بیفتد.» درباره شعار زندگی‌اش این‌چنین می‌گوید: «من ۳ فرمولم را سخت حفظ کردم: یک پشتکار، دو پشتکار و سه پشتکار.» او معتقد است اگر یک انسان بدون این فرمول در ابتدای یک داستان قرار بگیرد، سختی‌ها را تحمل نمی‌کند. از دیگر فعالیت‌های او تأسیس یک بنیاد برای گسترش آموزش‌وپرورش در کشور است. او فکر می‌کند اصلی‌ترین نیاز ما در کشور؛ آموزش‌وپرورش به‌ویژه در مناطق محروم است. امید دارد تا استعدادهای ناب و خالص و پاکیزه و زیبا را کشف کند.

سخن آخر

با همه سخن‌ها ثروتمند شدن یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. برای تبدیل به یک کارآفرین شدن نیاز به تلاش و پشتکار است. اگر هدف‌ها و آرزوهایتان بزرگ است، ناامید نشوید. همیشه می‌توان از صفر شروع کرد. این افراد بزرگ در زندگی خود بارها شکست خوردند. مهم این است ناامید نشوی. دنیایی در دستان شما قرار است ساخته شود. دنیایی که شما آن را می‌سازید. پس از امروز کاسه چه کنم را کنار بگذار و شروع کن.

یادتان باشد همه چیز از خود شما و فکرتان شروع می‌شود. فکرها می‌توانند خطرناک یا ایده ساز باشند. مواظب باشید افکارتان شما را از کار بازنگردانند. افکار خود را پرورش دهید. فرداهای بهتری وجود دارد. فردایی منتظر شماست که شما نقش اصلی داستان هستید. دفتر زندگی خود را با نمی‌توانم خط‌خطی نکنید و از امروز شروع کنید. بندهای کفش خود را محکم ببندید تا زمانی که عکس شما روی تمام بیلبوردهای شهر به تصویر کشیده شود. این روزها تکنولوژی به کمک کارآفرین‌ها آمده است. ایده خود را می‌توانید به راحتی در بازار نخل اجرایی کنید. چه چیزی در فکر شما می گذرد؟ رویای شما چیست؟

 

 

 

خواص آلوئه ورا ارمغان آور پوستی شاداب و درخشنده ‎‎

1 دقیقه بخوانید
خواص آلوئه ورا می‌تواند نجات‌بخش شما باشد! باور نمی‌کنید؟ فقط یک جوش کوچک بر روی صورت شما می‌تواند تمام برنامه‌های شما را…

خواص چای؛ چای حلال مشکلات

1 دقیقه بخوانید
عاشقان چای، سلام! حالتان خوبه؟ یه سوال! چقدر با خواص چای اشنا هستید؟ شرط می‌بندم همین‌الان یک فنجان چای به دست دارید…

خرید آبمیوه‌گیر را از کجا آغاز کنم؟

1 دقیقه بخوانید
آب‌پرتقال دوست دارید؟ پس به فکر خرید آبمیوه‌گیر باشید! شما با رفتن به سوپری سر کوچه می‌توانید یک آبمیوه بخرید؛ اما در…

۲ نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *